گِردگویی در این نظام اداری، راهی برای ماندن است. «جَلّاسان گِردگو» خود میمانند، بی هیچ صراحتی، سی سال یا بیشتر، اما سرمایههای بسیاری را به فنا میبرند.
۸۶ مطلب
گِردگویی در این نظام اداری، راهی برای ماندن است. «جَلّاسان گِردگو» خود میمانند، بی هیچ صراحتی، سی سال یا بیشتر، اما سرمایههای بسیاری را به فنا میبرند.
محمدفاضلی جامعهشناس گفت: نظام گزینش و نظام ایدئولوژی سیاسی دائم یک جناح را نامطلوب شمرده و حذف می کند. حال با تنگ شدن دایره خودیها، همانهایی که مانده اند دوباره تقسیم بردو می شوند، و مدل تقسیم بردو جلو می رود. این مدل تقسیم برد زمانی بروکرات های تحصیل کرده را بیرون انداخته و سپس نوبت به درجه دو ها رسیده است.
بخشی از التهاب و نارضایتی عمیقی که در جامعه و به ویژه در تهران وجود دارد، فقط ناشی از فقر و تورم نیست، بلکه، ناشی از تنگنای حضور فرهنگی و حضور اجتماعی در فضای شهری هم هست؛ و این تنگنای حضور فرهنگی و اجتماعی، برای شهروندان، تنگی تنفس ایجاد میکند. این در حالی است که استادان ارزشی و انقلابی دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی کشور در اختیارشان قرار دارد.
فاضلی نوشت: چقدر این حرف بر کسانی که توهماتشان را جای آرزو فروخته اند و توانایی و ظرفیت کشور را خرج این توهمات کرده اند گران آمده.
محمد فاضلی، جامعه شناس در توییتر نوشت: حتى سخن گفتن از فروش جزایر وطن کیش و قشم مستحق سرزنش و عقوبت متناسب است.
فضای مجازی برای کسانی دردناک و ترسناک است. دردناک، چون مجبورند هر روز هزاران محتوای خلاف نظر و میل خودشان را تحمل کنند.
شهروند میداند که سیاست در قبال ورزش و فوتبال بیطرف نیست و قبلا در کنار همه بیطرفیهایی که نقض کرده، بیطرفی در ورزش را هم نقض کرده است؛ بنابراین باید تلاش کند مانع ورود سیاستمدار به ورزش و استفاده ابزاری از آن شود. شهروند ایرانی همان کسی است که سالها با پیروزی تیمهای ملی شادمان شده است؛ اما میخواهد مانع بهرهبرداری سیاست از آن شود. این زنگ خطری برای سیاست است.
محمد فاضلی جامعه شناس در صفحه شخصی اش نوشت: غرور از این برد به معنای ندیدن روزهای غمبار و تیره این سرزمین و مردمانش نیست، چشم پوشیدن بر همه رنج و غمی نیست که از بلوچستان تا کردستان را در برگرفته، تایید سیاست و روش نادرستی نیست که از اقتصاد تا محیط زیست را در برگرفته؛ این فقط غرور غمبار برای ایران است.
محمد فاضلی نوشت: برخی فکر میکنند راهحل مثل ابزاری گمشده در یک جعبهابزار است که کسی هنوز آنرا نیافته یا به فکرش نرسیده است از آن استفاده کند.
دانشگاه عرصه «آزادی دانشگاهی» است و جامعهای میتواند محمل خلاقیت، باروری اندیشهها، حرکت و پویایی فکری و اجتماعی باشد که آزادی دانشگاهی را فارغ از نفوذ قدرت سیاسی به رسمیت بشناسد.